لغت نامه دهخدا
چل گزی عجم. [چ ِ گ َ ع َ ج َ ] ( اِخ ) نام یکی از روستاهای ناحیه شبانکاره بلوک دشتستان فارس. ( از فارسنامه ناصری ).
چل گزی عجم. [چ ِ گ َ ع َ ج َ ] ( اِخ ) نام یکی از روستاهای ناحیه شبانکاره بلوک دشتستان فارس. ( از فارسنامه ناصری ).
نام یکی از روستاهای ناحیه شبانکاره بلوک دشتستان فارس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دست و پای در غل کرده. در زنجیر هفتاد گزی کشیده، از رحمت حقّ نومید شده.
💡 سرخ گزی (خاش)، روستایی از توابع بخش ایرندگان شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 لب می گزی که زود چرا مست می شوی ساغر تو می دهی، من مدهوش چون کنم
💡 تا کی بناز و شوخی لب را گزی بدندان؟ گل برگ نازکت را آزرده ساخت ژاله