چشم چیدن
لغت نامه دهخدا
چشم چیدن. [ چ َ / چ ِ دَ ] ( مص مرکب ) آنچه جهت دفع چشم زخم از مردم گیرند. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
آنچه جهت دفع چشم زخم از مردم گیرند.
جمله سازی با چشم چیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ترک هستی شد دلیل یک جهان رسواییام عالم از خود برون چیدن دکان ناله بود
💡 می تواند ز رخ شمع کسی گل چیدن که چو پروانه به گرد سر محفل گردد
💡 رنگ چمن ز دیدن گلچین پریده است آه آن زمان که دست به چیدن برآورد
💡 در خیال من چو گلچین فکر گل چیدن نبود از گلستانت به بوی گل قناعت داشتم
💡 محتشم گل به چین و لاله که هست میوه چیدن درین چمن مشکل
💡 برخی افراد در مهمانیها با هدف جلب توجه، به طرز مضحکی شروع به چشم چیدن برای اطرافیان میکنند که باعث ایجاد ناراحتی در دیگران میشود.
💡 او همیشه سعی میکند با رفتارهای مبادا و چشم چیدنهای بیمورد، توجه همگان را به سمت خود جلب کند و مرکز توجه قرار بگیرد.
💡 در آن فیلم قدیمی، شخصیت اصلی داستان با چشم چیدنهای ظریف و رفتارهای خاص خود، قلب قهرمان داستان را به راحتی تسخیر کرده بود.