چرت بردن
مترادفها
خواب کوتاه، نیمخواب
متضادها
بیدار بودن
لغت نامه دهخدا
چرت بردن. [ چ ُ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) خوابی سبک بردن کسی را. آثار خستگی و خواب نمودار شدن کسی را. || مجازاً، بمعنی غافل ماندن و غفلت کردن.
فرهنگ فارسی
خوابی سبک بردن کسی را یا مجازا به معنی غافل ماندن و غفلت کردن.
جمله سازی با چرت بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نیست جام باده را در گردش خود اختیار چشم او در بردن دل بیگناه افتاده است
💡 بعد از یک روز کاری بسیار طولانی و خستهکننده، او بلافاصله روی مبل اتاق نشیمن افتاد و به چرت بردن کوتاهی مشغول شد.
💡 چرت بردن نیمساعته در عصرگاه میتواند سطح انرژی و تمرکز شما را برای انجام کارهای مهم در ساعات پایانی شب به شدت افزایش دهد.
💡 او در حین تماشای فیلم مستند در تلویزیون، کمکم چرت بردن را شروع کرد و ناگهان متوجه شد که تمام بخشهای مهم فیلم را از دست داده است.