چرب ربا
لغت نامه دهخدا
چرب ربا. [ چ َ رُ ] ( نف مرکب ) زیاده ربا. افزون ربا. بسیارربا. || رباینده ٔغذا و طعام چرب. رباینده خوراک روغندار و چربی دار. || لطیف ربا. نرم ربا. رباینده چیزی مطبوع و ملایم طبع. || ظاهراً کنایه از شخص غارتگر. ( مخزن الاسرار چ وحید حاشیه ص 153 ):
بخشش تو چرب ربائی که هست
نیست خدائی بخدائی که هست.نظامی ( مخزن الاسرار ).
جمله سازی با چرب ربا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز سرگرانی هر دون برون شدیم ز دست ز چربدستی گردون درآمدیم ز پا
💡 دشمنان را چرب نرمی می نماید سازگار در چراغ لاله و گل اشک شبنم روغن است
💡 شکاری گر کنی او را رسان ضرب که باری گردی از پهلوی او چرب