فرهنگستان زبان و ادب
{homofocal headlight} [قطعات و مجموعه های خودرو] نوعی چراغ جلو با دو بازتابگر که هم کانون هستند؛ بازتاب دهندۀ داخلی کوچک تر و فاصلۀ کانونی آن کمتر و بازتاب دهندۀ بیرونی بزرگ تر و فاصلۀ کانونی آن بیشتر است
{homofocal headlight} [قطعات و مجموعه های خودرو] نوعی چراغ جلو با دو بازتابگر که هم کانون هستند؛ بازتاب دهندۀ داخلی کوچک تر و فاصلۀ کانونی آن کمتر و بازتاب دهندۀ بیرونی بزرگ تر و فاصلۀ کانونی آن بیشتر است
💡 اگر مست شرابستی و جویای کبابستی به کانون درون هست از جگر آماده بریانها
💡 بر دل افسردگان زن آتش از کانون خم آتش سودائیان زآب سبو خاموش کن
💡 ای طرفه سر از غرفه برون آر و برون آی کآمد مه نیسان و بشد نوبت کانون
💡 کنون به منقل کانون چه احتیاج بود هزار ابر بهاران...................
💡 تا برون آید کانون هوا گرمی خور شعله را روی سیه گردد مانند دخان
💡 آتش کانون او گاه سکونش در نیام مضطرب روحی است گفتی خیره در جسم جنین