چاک گشتن
مترادفها
غلام شدن، بنده شدن، خادم شدن
متضادها
سالم ماندن، یکپارچه شدن
لغت نامه دهخدا
چاک گشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) پاره شدن. شکافته شدن. دریده گشتن:
سر فور دیدند پر خون و خاک
همه تنش گشته بشمشیر چاک.فردوسی.بدیدندش از دور پر خون و خاک
سراپای گشته بشمشیر چاک.فردوسی.
فرهنگ فارسی
پاره شدن. شکافته شدن. دریده گشتن.
جمله سازی با چاک گشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يادآورى قيام و عرضه گشتن مشركين و همه مردم بر پروردگار، همراه با اعمالشانوديگر هيچ
💡 لباس قدیمی و کهنه او در اثر برخورد با شاخههای تیز درختان در جنگل، به شدت چاک گشت و تمام زیبایی و شکل اولیه خود را از دست داد.
💡 دیوارههای سنگی این قلعه قدیمی در اثر گذشت زمان و تغییرات اقلیمی شدید، به شدت دچار ترکهای عمیق شده و در برخی نقاط چاک گشت.
💡 با گذشت سالیان متمادی از فعالیتهای صنعتی در این منطقه، پوست زمین تحت فشار زیاد دچار آسیبهای جدی شده و در بسیاری از بخشها چاک گشت.