لغت نامه دهخدا
چاک گشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) پاره شدن. شکافته شدن. دریده گشتن:
سر فور دیدند پر خون و خاک
همه تنش گشته بشمشیر چاک.فردوسی.بدیدندش از دور پر خون و خاک
سراپای گشته بشمشیر چاک.فردوسی.
چاک گشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) پاره شدن. شکافته شدن. دریده گشتن:
سر فور دیدند پر خون و خاک
همه تنش گشته بشمشیر چاک.فردوسی.بدیدندش از دور پر خون و خاک
سراپای گشته بشمشیر چاک.فردوسی.
پاره شدن. شکافته شدن. دریده گشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يادآورى قيام و عرضه گشتن مشركين و همه مردم بر پروردگار، همراه با اعمالشانوديگر هيچ