چاوش قلی

لغت نامه دهخدا

چاوش قلی. [ وُ ق َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان رهال بخش حومه شهرستان خوی که در10 هزار و پانصدگزی جنوب باختری خوی و 6 هزار و پانصدگزی جنوب شوسه خوی به سیه چشمه واقع شده، جلگه ای است کنار رود قطور، معتدل و مالاریائی که 139 تن سکنه دارد. آبش از رود قطور و محصولش غلات، حبوبات و کرچک است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جوراب بافی وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان رهال بخش حوم. شهرستان خوی

جمله سازی با چاوش قلی

💡 گر حاجب تو تاختن آرد سوی عزیز ور چاوش تو روی سوی قیصر آورد

💡 برای نمونه دو بیت شعر از نظامی گنجوی که کلمه چاوش را به کار برده در اینجا می‌آوریم:

💡 پای برگردن فکنده دست بسته باز پس چاوشان تو بیندازندَش از کوه و کمر

💡 ناگاه آمد جذبه ای و آزاد کرد از من مرا گفتم شهست این گفت نی چاوش خاقانی است این

💡 یکی از چاوشان کمترش گودرز بن کشواد یکی از چاکران لشکری سام نریمانش

💡 حالی وشاق چاوش عزت بدو دوید کای نعل خود گرفته ز نعلین شو جدا