لغت نامه دهخدا
چاه اوگز. [ گ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان منوچان بخش کهنوج شهرستان جیرفت که در 84 هزارگزی جنوب کهنوج بر سر راه فرعی کهنوج به میناب واقع شده و دارای 30 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
چاه اوگز. [ گ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان منوچان بخش کهنوج شهرستان جیرفت که در 84 هزارگزی جنوب کهنوج بر سر راه فرعی کهنوج به میناب واقع شده و دارای 30 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از دهستان منوچان بخش کهنوج شهرستان جیرفت
💡 دیوانه شو که بیشتر افتد به قعر چاه هر کس به راه عشق رود عاقلانه تر
💡 کشته چاه غمت را نفسی هست هنوز حذر ای آینه در معرض آه آمدهای
💡 در سلسله ی زلف رسن تاب تو پیچم باشد که دل خسته برون آورم از چاه
💡 یوسف صفتان پیرهن خویش فروشند تا قطره ای از چاه زنخدان تو یابند
💡 نصیحتی است که کردم دگر تو دانی و حق چه پا به راه نهی یا به سر روی در چاه