فرهنگ معین
( ~. مِ ) (ص نسب. ) ۱ - منسوب به چاله میدان محله ای در جنوب تهران. ۲ - (عا. ) تربیت نشده، لات. ۳ - خالی از ادب، لات منشانه.
( ~. مِ ) (ص نسب. ) ۱ - منسوب به چاله میدان محله ای در جنوب تهران. ۲ - (عا. ) تربیت نشده، لات. ۳ - خالی از ادب، لات منشانه.
۱. ویژگی شخص بی تربیت و بی فرهنگ، لات.
۲. زشت، ناپسند: فحش های چاله میدانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست هم دعوی حریفی، حسن تنها هر زمان رخش می تازد ز میدانی به میدانی دگر
💡 همیشه رشگ من از آفتاب و سایه بود که با تواند چو در مجلسی و میدانی
💡 دو و میدانی یکی از ورزشهای بازیهای آسیایی ۲۰۱۸ است که از ۲۵ تا ۳۰ اوت ۲۰۱۸ برگزار شده است.
💡 اگر آیدم باز آن طبیب این نکته خواهم گفتنش حالم چه می پرسی چو میدانی که بیمار توام
💡 تاتیانا لزوایا (روسی: Татьяна Дмитриевна Лесовая؛ زادهٔ ۱ ژانویهٔ ۱۹۵۶) ورزشکار دو و میدانی اهل قزاقستان است.
💡 ، یعنی میدان اعداد حقیقی به عنوان توسیعی از میدان اعداد گویا، متعالی است، در حالی که توسیعات میدانی