لغت نامه دهخدا
چارضرب زده. [ ض َ زَ دَ/ دِ ] ( ن مف مرکب ) موی ریش و بروت و ابرو و مژگان تراشیده که معمول بعضی قلندران است. ( ناظم الاطباء ).
چارضرب زده. [ ض َ زَ دَ/ دِ ] ( ن مف مرکب ) موی ریش و بروت و ابرو و مژگان تراشیده که معمول بعضی قلندران است. ( ناظم الاطباء ).
موی ریش و بروت و ابرو مژگان تراشیده که معمول بعض قلندرانست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حقیقت راه یچون کرده ایشان زده بر گردت اینجا پرده ایشان
💡 میی چنان که ز فرط حرارتش گویی ز آفتاب لب صبحدم زده تبخال
💡 ز مهر جانب «عمان » ببین و شعر ترش که طعنه ها زده بر شعر خواجه و خواجو
💡 مکش ای باد صبا دامن گل را که نهاد کار خود بلبل سودا زده بر دامن او
💡 ای زده لاف کرم گفته که من محسنم مرگ تو گوید تو را کاین همه احسان کیست