چار حرفی

لغت نامه دهخدا

چارحرفی.[ ح َ ] ( ص نسبی ) کلمه ای که دارای چهار حرف باشد. هرکلمه ای که چارحرف از حروف الفباء در آن باشد. کلمه ٔچارحرفی از قبیل: مادر، بابا، جهان، زانو و غیره.

فرهنگ فارسی

کلمه ای که دارای چهار حرف باشد. هر کلمهای که چار حرف از حروف الفبائ در آن باشد. کلم. چار حرفی از قبیل: مادر بابا جهان زانو و غیره.

جمله سازی با چار حرفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نویسهٔ چندحرفی نویسه‌ای است که دال بر یک‌گروه حرفی تواند بود؛ مثلاً

💡 نگوید کس ز شرح محنت من پیش او حرفی درین محنت مدد از نالهای زار می خواهم

💡 حرفی بگو، بپرس، «نظیری» چه محرمی است حسرت به آشناییی بیگانه برده‌ایم

💡 حرفی از شعله خویت به زبان می آرم شمع را همچو نی امشب به فغان می آرم

💡 شیخ خواسته‌ها و مقاصد خود را در سه چیز خلاصه کرد: اوّلاً فعلاً در موضوع مشروطیت و مجلس و وکلا و حدود و عرف، ابداً حرفی نداشتم و ندارم.

💡 حرفی از لوح جبین دوستی‌ها خوانده‌ایم آشنایان را ز هم بیگانه می‌دانیم ما

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز