پیوند قرابتی
مترادفها
خویشاوندی، نسب، پیوند خونی
متضادها
بیگانگی
لغت نامه دهخدا
پیوند قرابتی. [ پ َ / پ ِ وَ دِ ق َ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) پیوند مجاورتی. رجوع به پیوند و رجوع به پیوند مجاورتی شود.
فرهنگ فارسی
پیوند مجاورتی
جمله سازی با پیوند قرابتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاساندر موفق شد المپیاس را نابود کند و سپس خواست تخت و تاج مقدونیه را تصاحب کند و برای اینکه قرابتی با خانوادهٔ سلطنت بیابد، تِسّالونیک دختر فیلیپ دوم و خواهر اسکندر را گرفت.
💡 در حوزه نهبندان کنونی اقوامی هستند که احتمالاً پیوند قومی آنها به اقوام قبل از تاریخ در این منطقه میرسد. در این ناحیه، کوهستانی به نام سند یا (استند) وجود دارد و اقوامی به همین نام در آنجا زندگی میکنند. نمونهای از این طایفه در مشرق دهسلم در کوه چاهرویی دیده میشوند که چادرنشین و گله دارند و با بلوچ هم هیچ قرابتی ندارند. از نظر قومیت مردم این منطقه از اقوام آریایی و از تیره پارتها و سکاها میباشند که از زمانهای قبل از اسلام در این منطقه زندگی میکردهاند.