لغت نامه دهخدا
پیه د شور. [ ی ِ دُ ش ِ ] ( فرانسوی، اِمرکب ) پایه جرّاثقال.
پیه د شور. [ ی ِ دُ ش ِ ] ( فرانسوی، اِمرکب ) پایه جرّاثقال.
پایه جراثقال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو جوی نور نگر از دو پیه پاره روان عجب مدار عصا را که اژدها سازد
💡 پیه هستی چون درآید زآتش غم در گداز بر سرین فربهی خندد میان لاغری
💡 جذبهٔ او داد عدم را وجود کرده بدان پیه نظر آشتی
💡 کفلگاه شیران برآرم به داغ ز پیه نهنگان فروزم چراغ
💡 گداخت بر تن من گوشت همچو پیه از آنک ز مغز مهر توام نیست استخوان خالی
💡 سپیده دم فسرده زردهٔ شمع گدازان باد پیه گردهٔ شمع