فرهنگستان زبان و ادب
{presupposition} [زبان شناسی] آنچه گوینده آن را دانش مشترک بین خود و شنونده فرض می کند
{presupposition} [زبان شناسی] آنچه گوینده آن را دانش مشترک بین خود و شنونده فرض می کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امينى هواخواه على عليه السلام بود و خود مى دانست كه على عليه السلام او را به شهرخويش فرا خوانده است از اينرو ملامت سرزنشگران و كوردلان را به هيچ انگاشت و زيرلب زمزمه مى نمود:
💡 یک روز گرانجان و سبکسار نبودست آنکس که مر او را سبک انگاشت گران اوست
💡 چون از سره بدل نتوانست فرق کرد انگاشت زان اوست بیک وزن و یک عیار
💡 آدم انگاشت به لطف ملکوتم شیراز که چنین سرو و سمن داشت، سرانداز به من
💡 «میان دو نگره که توان توصیف و پیشبینی یکسانی دارند، سادهترین را بگزین.» در اینجا منظور از «سادهترین» نگره، نگرهای است که کمترین انگاشتها در آن به کار رفته باشد.