لغت نامه دهخدا
پیر شهریار ثانی. [ ش َ یارِ ] ( اِخ ) رجوع به پیر شهریار مذکور در فوق شود.
پیر شهریار ثانی. [ ش َ یارِ ] ( اِخ ) رجوع به پیر شهریار مذکور در فوق شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنین گفت برزین که ای شهریار مبیناد بیتو کسی روزگار
💡 ز گرد ره آمد چو باد بهار ره آوردی آوردش از شهریار
💡 بگفتند با نامور شهریار که ما را بد آمد ازین روزگار
💡 گرچه با مُهر قبول شهریار حلقه در گوش است ملک جم مرا
💡 پس روان گشتند شاه و شهریار سیر میکردند اندر لاله زار