پیاده ـ سوار

مترادف‌ها

پیاده و سواره، پیاده‌نظام و سواره‌نظام

فرهنگستان زبان و ادب

{park and ride} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] توقفگاه بزرگ و پایانه ای که افراد می توانند خودروِ خود را در آنجا متوقف کنند و با وسیلۀ نقلیۀ عمومی به نقاط مختلف شهر بروند و مجدداً به همان محل برگردند

ویکی واژه

توقفگاه بزرگ و پایانه‏ای که افراد می‏توانند خودروِ خود را در آنجا متوقف کنند و با وسیلۀ نقلیۀ عمومی به نقاط مختلف شهر بروند و مجدداً به همان محل برگردند.

جمله سازی با پیاده ـ سوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پیاده بزد بر میان سرش بدو نیم شد پشت و یال و برش

💡 پیاده شده لشکر از هر دو روی جهانی سراسر پر از گفت‌وگوی

💡 چو از دور دیدند که آمد سپاه سوار و پیاده هم از گرد راه

💡 چو بشنید ازو تیز بنهاد روی پیاده دوان پیش او راهجوی

💡 سراسر پیاده همی ساختش به سر بر یکی افسری ساختش

💡 در ترافیک سنگین تهران، تفاوت میان رفت و آمد پیاده ـ سوار بسیار زیاد است و هر کدام از آن‌ها با چالش‌های خاص خود در جاده‌ها روبرو هستند.

💡 پلیس راه با دقت تمام، وضعیت عبور و مرور پیاده ـ سوار را در بزرگراه کنترل می‌کرد تا از بروز تصادفات ناگوار و آسیب‌های جدی به شهروندان جلوگیری شود.

💡 مدیریت شهری باید برنامه‌ای جامع برای جداسازی مسیرهای حرکت پیاده ـ سوار در مراکز خرید بزرگ تدوین کند تا امنیت و راحتی همگان حفظ گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران