پگاه خیزی

لغت نامه دهخدا

پگاه خیزی. [ پ َ / پ ِ ] ( حامص مرکب ) سحرخیزی. بکور.

فرهنگ فارسی

سحر خیزی بکور.

جمله سازی با پگاه خیزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صبح ازل شکوفهٔ اشکم بهار داشت هم در پگاه بود چراغان بیگهم

💡 رسول میرطرقی (ملوان - استقلال اهواز - پگاه - مس کرمان - نفت آبادان - شهرداری اراک)

💡 همچو خورشید، سعیدا به بد و نیک جهان جام پر نور پگاه آور و بی گاه ببر

💡 بوآی امپراتور معمولاً به‌تنهایی زندگی می‌کند و با هیچ مار دیگری ارتباط برقرار نمی‌کند مگر این‌که بخواهد جفت‌گیری کند. این جانوران پگاه‌رو هستند.

💡 پگاه آهنگرانی بازیگر و مستندساز ایرانی، دختر منیژه حکمت است.

💡 ز بهر تهنیت عید بامداد پگاه بر من آمد خورشید نیکوان سپاه

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز