پولاد غندی

لغت نامه دهخدا

پولاد غندی. [ غ ُ ] ( اِخ ) نام دیوی مازندرانی:
نه ارژنگ مانم نه دیو سپید
نه سنجه نه پولاد غندی نه بید.فردوسی.نمائی مرا جای دیو سپید
همان جای پولاد غندی و بید.فردوسی.

فرهنگ فارسی

نام دیوی مازندرانی

دانشنامه آزاد فارسی

پولادِ غَنْدی
در شاهنامۀ فردوسی، یکی از دیوان و یا سرداران شاه مازندران. با سپاهی از دیوان که در اختیار داشت از زندان کیکاوس، که در بند شاه مازندران بود، نگهبانی می کرد. پولاد غندی با گروهی از دیوان در نبرد رهاسازی کیکاوس کشته شد. این نام در بعضی از نسخه ها به صورت اولاد آمده است. رستم هنگامی که، در خان پنجم، پهلوان مازندرانی اولاد را دستگیر کرد، سراغ پولاد غندی را از او گرفت. این نام یک بار هم به صورت کولاد غندی آمده است.

جمله سازی با پولاد غندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مجموعه «مستند شوکران» با حضور (هومن سیدی، پولاد کیمیایی و علی اوسیوند) از جمله مستندهای پخش شده وی در سال ۱۳۹۳ خورشیدی از شبکه ۳ سیما می‌باشد.

💡 بلای درد فراقش کسی تواند برد که جان از آهن و پولاد سخت تر دارد

💡 ای شکفته سنبل و شمشاد تو بر ارغوان ای نهفته آهن و پولاد تو در پرنیان

💡 سعدیا دیگر قلم پولاد دار کاین سخن آتش به نی در می‌زند

💡 وی کشتی را در نوجوانی و از باشگاه پولاد که تحت مالکیت حسین رضی خانی بود شروع کرد و نخستین مربی وی، عبدالحسین فیلی بود.

سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز