لغت نامه دهخدا
پور گشسب. [ رِ گ ُ ش َ ] ( اِخ ) مراد بهرام چوبینه است:
اگر نیز بهرام پور گشسب
بر آن خاک درگاه بگذارد اسب.فردوسی.رجوع ببهرام چوبینه شود.
پور گشسب. [ رِ گ ُ ش َ ] ( اِخ ) مراد بهرام چوبینه است:
اگر نیز بهرام پور گشسب
بر آن خاک درگاه بگذارد اسب.فردوسی.رجوع ببهرام چوبینه شود.
مراد بهرام چوبینه است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گشسب سرافراز مردیست پیر سزد گر بود داد را دستگیر
💡 چنین گفت ایزد گشسب سوار کهای ازگرانمایگان یادگار
💡 به دشمن کشتی اندر افکند اسب سوی پهنه آمد چو آذر گشسب
💡 بآیین گشسب آن زمان شاه گفت که با او بدش آشکار و نهفت
💡 که مانده پیاده خود و خسته اسب دمان تاخت مانند آذر گشسب
💡 فرامرز را گفت با نو گشسب که هرگز نبیند مرا پشت اسب