پور فیر

لغت نامه دهخدا

پورفیر. [ پ ُ ] ( اِخ ) فرفوریوس. از فلاسفه مکتب اسکندریه و شاگرد فلوطین ( پ لوتن ) ( 233 یا 232 - 304 م. ) ازمشاهیر حکماست و نام اصلی او بسریانی ملک است. در 233 م. در شهر صور تولد یافت و در آتن از لونجین ادبیات و فصاحت و از پلوتن ( فلوطین ) فلسفه آموخت و در شاگردی این حکیم پشت کاری غریب نمود و او را تلمیذی غیرمفارق گشت تا آنجا که پس از وفات استاد در تدریس جانشین وی گشت و مانند استاد خود به پاره ای افکار متصوفانه پابند بود. وی گفته است: بشر در سایه توحید و مراقبه کامل برؤیت حضرت حق نایل شدن تواند و حتی مدعی بود که خود از جمله واصل شدگان است و این دانشمندآثار معلم خود را نشر و ترجمه کرده و کتب فلسفی بسیار نوشته که پاره ای از آنها موجود است. وی را ردیه ای بر نصارا بوده که به امر تئودوس دوم، نسخ آن را گردآوری کرده و آتش زده اند. وی بسال 304 م. در روم درگذشته است. || نام مورخی است. رجوع به ایران باستان ج 2 ص 1516 و ج 3 ص 2338 و 2240 و 2609 شود.

فرهنگ فارسی

از فلاسفه مکتب اسکندریه

جمله سازی با پور فیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منم پور آن شاه اهل جنان که دشمن سرش را بزد بر سنان

💡 بپرسید کاین پور بیمار کیست نژاد از که دارد ورا نام چیست

💡 چواز پور بشنید شاه این سخن سیاهش ببد روز روشن ز بن

💡 ز خیل بند گانت گر کهن زالی برون تازد به مردی دست بر بندد هزاران پور دستان را

💡 از آن خون هفتاد پور گزین نیارامدش یک زمان دل ز کین

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز