پهن واشدن
مترادفها
گسترده شدن، پخش شدن
متضادها
جمع شدن، تنگ شدن
لغت نامه دهخدا
پهن واشدن. [ پ َ ش ُ دَ] ( مص مرکب ) انبساط. ( تاج المصادر ): امتهاد. تندح؛ پهن واشدن گوسفند در چراگاه. ( تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ فارسی
انبساط امتهاد، ( مصدر ) انبساط: امتهادپهن وا شدن گوسفند در چراگاه.
جمله سازی با پهن واشدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لَه واشدن (له شدن)، گُم واویذَن (گم شدن)