پلید ناک

لغت نامه دهخدا

پلیدناک. [ پ َ ] ( ص مرکب ) آلوده به پلیدی. ناپاک: اعذار؛ پلیدناک شدن جای. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

آلوده به پلیدی ناپاک.

جمله سازی با پلید ناک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو حاجت به فرمان مرد پلید از آن جایشان خواست بیرون کشید

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن نقش داشته است می‌توان به پلید و ناشناس اشاره کرد.

💡 از دیدگاه اسلام عالم تماماً مخلوق پروردگار یکتا است. در این منظومه هیچ آفرینشی، عبث نبوده وهیچ کدام ازآفریده‌ها ذاتاً پلید یا شر نیستند.

💡 شوی بگشاد آن فلرزش، خاک دید کرد زن را بانگ و گفتش: ای پلید

💡 نیک و بد در تو پدید آید همه هم ز تو پاک و پلید آید همه

💡 دل را که نه دنیا و نه دین می‌بینم با نفس پلید همنشین می‌بینم

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز