لغت نامه دهخدا
پشت گوش فراخ. [ پ ُ ت ِ ف َ ] ( ص مرکب ) کنایه از تنبل. ( فرهنگ ضیاء ). درنگی در کارها و در وفای وعود. سپوزکار.
پشت گوش فراخ. [ پ ُ ت ِ ف َ ] ( ص مرکب ) کنایه از تنبل. ( فرهنگ ضیاء ). درنگی در کارها و در وفای وعود. سپوزکار.
( صفت ) تنبل بیقید سپوز کار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آيـا نـدانـستند كه خدا رزق را براى هر كسى بخواهد فراخ نموده و يا تنگ مى گيرد، بهراستى در همين جريان آيتهايى است براى مردمى كه ايمان آورند (52).