فرهنگستان زبان و ادب
{umbilicate colony} [زیست شناسی-میکرب شناسی] پَرگَنه ای با مرکز فرورفته و مقعر
{umbilicate colony} [زیست شناسی-میکرب شناسی] پَرگَنه ای با مرکز فرورفته و مقعر
💡 کانچه دارد ز خلق او اطراف آهوی چین ندارد اندر ناف
💡 چون ناف کعبه سینه کند بر همه جهان آهو وشی که مشگ دهد ناف خاطرش
💡 از کام شیر با نفس خلق تو شوند همچون ز ناف آهوی چین خلق نافه چین
💡 آهوان در غمش ز سینه گرم شعله در ناف مشگ ناب زده
💡 چشم شوخش کرد میل سرمه مژگان مرا وز خطش نظاره ناف آهوی مشکین شود
💡 در ناف شرک، کاوش رمح تو نی کند در چشم و هم کلک تو مسمار بشکند