پرتان بهادر

لغت نامه دهخدا

پرتان بهادر. [ پ ِ ب َ دُ ] ( اِخ ) ابن قبل خان ( قوبله خان ) از سلاطین مغول پیش از چنگیزخان. در حبیب السیر آمده است که: پرتان بن قبل خان در شجاعت و مردانگی در زمان خود عدیل نداشت بنابر آن لقب خانی او به بهادری تبدیل یافت و در ایام دولت پرتان عمش قاجولی بهادر بمرد پرتان منصب سرداری سپاه را به پسرش ایردمجی تفویض کرد بعد از آن ایردمجی را برلاس گفتند و نسب تمامی برلاس به وی اتصال می یابد و پرتان بهادر را فرزندان بسیار بود از آن جمله ییسیوکا بهادربمزید مردانگی و تهور امتیاز داشت لاجرم بعد از فوت پدر علم کامرانی برافراشت. رجوع به حبط ج 2 ص 6 شود.

فرهنگ فارسی

ابن قبل خان از سلاطین مغول

جمله سازی با پرتان بهادر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از جنگ جهانی دوم، نیاز به چنین سیستم‌های صندلی پرتان افزایش یافت.

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز