لغت نامه دهخدا
پای غازان. ( اِ مرکب ) قازایاغی. رجوع به اَاطریلال شود.
پای غازان. ( اِ مرکب ) قازایاغی. رجوع به اَاطریلال شود.
قازایاغی
💡 غازان سپس به سرکوبی شاهزادگان مخالف خود پرداخت؛ از آن جمله پسر ارشد گیخاتو خان یعنی آلافرنگ را دستگیر کرده و سپس عفو کرد.
💡 انگیزه نگارش این منظومه، به تصریح نگارنده اینطور بیان داشته که چون به سن پیری رسیده و می خواسته نامش از روزگار محو نشود، دست به سرودن غازاننامه پرداخته است۔ وی در تدوین اثرش از شاهنامه فردوسی پیروی کرده است۔
💡 وصاف در ۶۹۹ق به نوشتن تاریخ خود پرداخت و بخشی از آن را در ۷۰۲ق در شام به آگاهی و نگاه غازانخان رساند و در ۷۱۲ق در سلطانیه چهار بخش نخست این اثر را به الجایتوخان تقدیم کرد. بخش پنجم آن در ۷۱۶ق (۱۳۲۶م) به پایان رسید.
💡 غازان خان تمام این شرطها را پذیرفت و نام خود را محمود گذاشت و به پیروی او ده هزار تن از مغولان دیگر نیز اسلام آوردند. این واقعه، دشمنی میان او و بایدو را شدت داد.
💡 غازان خان دریافت که تنها با تغییر دین آبا و اجدادیاش و پذیرش اسلام میتواند در قدرت خود پایدار بماند و دشمنان داخلی و خارجی خود را نابود کند. در شورایی که غازان با حضور امیر نوروز بر پا کرده بود، امیر نوروز گفت که منجمین، علما، اهل زهد و ورع چنین پیشگویی کردهاند: