پای بماه

لغت نامه دهخدا

پای بماه. [ ب ِ ] ( ص مرکب ) مُقرب. رجوع به پابماه شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آبستنی که زادن او نزدیک شده باشد

جمله سازی با پای بماه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طفیل اوست از مه تا بماهی بجو او را بهر جائی که خواهی

💡 بماه گفتم کای خدیار منت نظیر بسرو گفتم کی قدر یار منت همال

💡 چرا نگاه بدور رخت بماه کنم که چون نگاه کنی بر زمین نگاه کنم

💡 نمی‌دانم من از مه تا بماهی کسی را کو نخواهد پادشاهی

💡 وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها (۲) و بماه که بر پی خورشید ایستد.

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز