پای برنجن

لغت نامه دهخدا

پای برنجن. [ ب َ رَ ج َ ] ( اِ مرکب ) حِجل. ( دهار ). حِجِل. حَجل. خلخال. خَدَمه. ( منتهی الارب ). پای آورنجن. پاآورنجن. پااورنجن.

فرهنگ عمید

حلقۀ فلزی از جنس طلا یا نقره که زنان به مچ پا می بندند، خلخال.

فرهنگ فارسی

( اسم ) حلقه ای فلزی ( مخصوصا طلا و نقره ) که زنان در مچ پای اندازند خلخال.

جمله سازی با پای برنجن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (پاى برنجن همان زينتى كه زنان عرب در مچ پاها مى كردند) تفسير شده است.

موزه یعنی چه؟
موزه یعنی چه؟
یشتری یعنی چه؟
یشتری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز