پارمه زان

لغت نامه دهخدا

پارمه زان. [ م ِ ] ( اِخ ) ژیرولاموفرانسسکو ماززواولی یا ماززُلا. نقاش مذهبی ایتالیائی. و بتلفظ ایتالیائی نام او ( ایل پارمی جانو یا پارمی جانی نو ) است مولد او بسال 1504م.909/ هَ. ق. در پارم و وفات در سنه 1540م./ 946 هَ. ق. بوده است.

جمله سازی با پارمه زان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر ندیدی آن بود از فهم پست که عقول خلق زان کان یک جوست

💡 به خاک اندرون پست شد زان سرم به ننگ اندر آلوده شد گوهرم

💡 که جُوی زان به هیچ کس ندهد وانچه بگرفت باز پس ندهد

💡 زان روز که آب و گل سرشتند مرا در دل همه تخم مهر کشتند مرا

💡 همی رخش زان خاک می‌یافت بوی تن خویش را کرد چون گردگوی

💡 ز فکرش چو بهزاد آگاه شد دلش تیره زان کار بدخواه شد

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز