فرهنگستان زبان و ادب
{basic empty weight} [حمل ونقل هوایی] وزن خالی هواگَرد همراه با خدمۀ پرواز
{basic empty weight} [حمل ونقل هوایی] وزن خالی هواگَرد همراه با خدمۀ پرواز
وزن خالی هواگَرد همراه با خدمۀ پرواز.
💡 خبر از حسرت سرشار من زان لب کسی دارد که خالی آورد از چشمه حیوان سبویش را
💡 گریه نتواند دل ما را ز غم خالی کند کی شود از خرج باران کیسه دریا تهی؟!
💡 عشق من خالی و باقی را به زیر خاک کرد آن گذشته یاد نارد ننگرد مر پیش را
💡 خون در جگر از شیشهٔ خالی نتوان کرد بیدرد دلی داشتم از ننگ شکستم
💡 عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست تا کرد مرا خالی و پر کرد ز دوست
💡 گریستم نگرستی به خون تپم کامروز ز پاره جگرم چشم خونچکان خالی ست