وردش کران دار

فرهنگستان زبان و ادب

{bounded variation} [ریاضی] خاصیت تابع حقیقی مقداری (real-valued ) که مجموع قدر مطلق نوسان های آن کران دار است

جمله سازی با وردش کران دار

غم بست لبم آخر، درد دل بیماران از ناله شود وردش، زو مرده به خاموشی
چو حاضر بود پیش آن خصم کین خواه که وردش به خون خویشتن شاه
بود وردش ز جان و دل یا رب تن نمیزد دمی نه روز و نه شب
پیری دیدیم جمله ی وردش یا هو گفتیم بگو تو کیستی گفتا هو
چو بی‌عشق است او جسمی‌ست بیجان چه وردش اهرمن باشد چه یزدان
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
کون کردن
کون کردن
شکوه
شکوه
کصخل
کصخل
فال امروز
فال امروز