لغت نامه دهخدا
وراوگندن. [ وَ اَ / اُو گ َ دَ ] ( مص مرکب ) برافکندن. ( فرهنگ فارسی معین ): آن تلهاء موانع را نیز به باد خوف ریز، وراوگن اندک اندک تباهی ترا از این مواضع نقل کند. ( فرهنگ فارسی معین از معارف بهاء ولد ص 48 ).
وراوگندن. [ وَ اَ / اُو گ َ دَ ] ( مص مرکب ) برافکندن. ( فرهنگ فارسی معین ): آن تلهاء موانع را نیز به باد خوف ریز، وراوگن اندک اندک تباهی ترا از این مواضع نقل کند. ( فرهنگ فارسی معین از معارف بهاء ولد ص 48 ).
( مصدر ) برافکندن: آن تلهائ موانع را نیز بباد خوف ریز و راوکن اندک اندک تباهی ترا از این مواضع نقل کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حاجیآباد ملو، روستایی از توابع بخش وراوی شهرستان مهر در استان فارس ایران است.
💡 این روستا جزو بخش مركزي شهرستان لامرد بود ولی در سال ۱۳۸۰ از توابع بخش وراوی و شهرستان مهر شد كه فاصله آن تا مهر ۲۲ كيلومتر مي باشد.
💡 حمام وراوی یکی از حمامهای تاریخی استان فارس و ایران میباشد که در شهرستان مُهر شهرستانی است در استان فارس ایران. واقع شده است.
💡 این روستا در دهستان وراوی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۸ نفر (۹خانوار) بودهاست.
💡 بخش وراوی یکی از بخشهای شهرستان مهر در استان فارس است. این بخش در فاصلهٔ ۳۲۰ کیلومتری جنوب مرکز استان فارس واقع شدهاست.