واصل اباد

لغت نامه دهخدا

( واصل آباد ) واصل آباد. [ ص ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان نوبندگان بخش مرکزی شهرستان فسا واقع در 25 هزارگزی جنوب شرقی آن شهر که در هزارگزی راه شوسه فسا به داراب واقع است. ناحیه ای است جلگه ای که هوای آن معتدل است و 409 تن سکنه دارد. آب آن از قنات، محصول آن غلات، حبوبات، برنج، پنبه و میوه و شغل اهالی زراعت و باغبانی و قالیبافی است. راه فرعی دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

( واصل آباد ) دهی است از دهستان نوبندگان بخش مرکزی شهرستان فسا واقع در ۲۵ هزار گزی جنوب شرقی آن شهر که در هزار گزی راه شوسه فسا به داراب واقع است.

جمله سازی با واصل اباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اكنون ببينيم چرا (مكه ) را (ام القرى ) ناميده اند؟ (مادر واصل همه آباديها).

💡 ندیدی غیر خود در جان و در دل خودی اینجایگه ای دوست واصل

💡 خدا هر چه را بخواهد محو يا اثبات مى كند، واصل همه كتابها نزد خداست (39).

💡 الف ـ امضاءها و تصویب‌ها و الحاق‌هایی که به منظور اجرای ماده ۱۱ به دبیرکل واصل گردد.

💡 ره جان کن که گردی واصل اینجا شوی در دیدن جانان تو یکتا

💡 یا علی واصل کن این بی بهر را تا شوم خورشید و گیرم دهر را

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز