لغت نامه دهخدا
هوار برزه. [ هََ رِ ب َ زَ / زِ ] ( اِخ ) رجوع به هواره برزه شود.
هوار برزه. [ هََ رِ ب َ زَ / زِ ] ( اِخ ) رجوع به هواره برزه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درین چمن که هوار و به اهتراز آورد گل شکفته از آنروی دلنواز آورد
💡 ۱۹۵۷: از ابتدای این سال با نام نظامیاش یعنی هواری بومدین مشهور شد و نام اصلیاش یعنی بوخروبة محمد إبراهیم را کنار گذاشت و مسئولیت ایالت پنجم را به عهده گرفت.
💡 در ادامه ى بحث خانواده كلمان هوار، در كتاب ايران و تمدن ساسانى مى نويسد:
💡 در ابتدای نوامبر سال ۱۹۵۴ هواری بومدین به ارتش آزادیبخش ملی در منطقه غرب الجزایر پیوست و زندگی نظامیاش را به شرح زیر گذراند:
💡 باید وزیر جنگ بداند که ما هوار خازن چسان دهد به سپاهی برات را
💡 (هم از آنها مركب را هوار براى خود فراهم مى سازند، و هم از آنها تغذيه مى كنند)(فمنها ركوبهم و منها ياكلون ).