فرهنگستان زبان و ادب
{environmental artist} [هنرهای تجسمی] هنرمندی که حرفۀ او پرداختن به هنر محیطی است
{environmental artist} [هنرهای تجسمی] هنرمندی که حرفۀ او پرداختن به هنر محیطی است
هنرمندی که حرفۀ او پرداختن به هنر محیطی است.
💡 بقحطسالی افتادم از هنرمندان که گر بیان کنم آنرا بشرح نتوانم
💡 دودمان تو همه فخر و جمال عالمند وز هنرمندی تویی فخر و جمال دودمان
💡 حسن هنرمندی در سال ۱۳۳۵، این رمان را به فارسی ترجمه کرد.
💡 تویی آن شاه هنرمند که تیغ تو چو صبح ملک عالم به یکی ضربت خنجر گیرد
💡 تو را دولت او را هنر یاور است هنرمند با دولتی در خور است