همبر امدن

لغت نامه دهخدا

( همبر آمدن ) همبر آمدن. [ هََ ب َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) برابر شدن. ( آنندراج ):
با سیاهی سنگ کعبه همبر آمد از شرف
سرخی سنگ منا کز خون حیوان دیده اند.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( همبر آمدن ) برابر شدن

جمله سازی با همبر امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه با دست و برفتن همسر باد سبک باشد نه پیلست و ببالا همبر پیل دمان باشد

💡 گرچه تخت و مسند تو در زمین دارد مکان از جلال و قدر با هفتم فلک همبر تویی

💡 این روستا در دهستان همبرات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۶ نفر (۱۴خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان همبرات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۲ نفر (۶خانوار) بوده‌است.

💡 هر کسی را جام او با جان او یکسان کنید هر کسی را نقل او با عقل او همبر نهید

💡 این روستا در دهستان همبرات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷ نفر (۴خانوار) بوده‌است.

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز