لغت نامه دهخدا
هلال بن یحیی. [ هَِل ِ ن ِ ی َح ْ یا ] ( اِخ ) از فقهای حنفی و اهل بصره بود. او را در شروط و احکام وقف کتابی است. درگذشت او را به سال 245 هَ. ق. نوشته اند. ( از اعلام زرکلی ).
هلال بن یحیی. [ هَِل ِ ن ِ ی َح ْ یا ] ( اِخ ) از فقهای حنفی و اهل بصره بود. او را در شروط و احکام وقف کتابی است. درگذشت او را به سال 245 هَ. ق. نوشته اند. ( از اعلام زرکلی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دستی هلال سپهر ظفر به دست دگر آفتاب سپر
💡 هلال سایهٔ نعل سمند برق تکت بود غبار سم توسن تو مهر منیر
💡 جهان پیرهن چون شفق کرد آل شد از نعل توسن زمین پر هلال
💡 دو ابروان کمانش بدیدم و گفتم یقین که اوّل ماه و عیان شدست هلال
💡 آسمان رنگم ولیک از روی شکل آفتابی از هلال آویخته