هفت مندل

لغت نامه دهخدا

هفت مندل. [ هََ م َ دَ ] ( اِمرکب ) کنایه از هفت آسمان است. ( برهان ):
فلک بر تو زآن هفت مندل کشید
که بیرون ز مندل نشاید دوید.نظامی.

فرهنگ فارسی

کنایه از هفت آسمان
کنایه از هفت آسمان است

جمله سازی با هفت مندل

💡 سلطان گفت: شما خواستيد دست و پاى او را به بند كشيد، ولى مندل او را در بند احسان خويش در آوردم.

💡 اين صنف از اهل بهشت به نور برهان صديقين بر وجه اتم مى بينند كه (هوالاول و الآخر و الظاهر و الباطن ) است (يا مندل على ذاته بذاته ) و اين طائفه عالين مشربند و به غير ازجمال يار چيزى را نه مى بينند و نه توجه بدان دارند و مستقيما در دژ سلام الهى اند.

💡 زیگرید هونکه به همراه مارتین هایدگر، ادوارد اسپرانگر، کارلفرید گراف دیرکهایم، لودویگ فردیناند کلاوس و هرمان مندل در رشته‌های مختلفی از جمله علوم ادیان، فلسفه و روانشناسی در دانشگاه‌های آلمان به تحصیل پرداخت. او در سال ۱۹۴۱ پی‌اچ‌دی خود را تحت نظارت کلاوس از دانشکده فلسفه دانشگاه برلین (دانشگاه هومبولت برلین کنونی) دریافت کرد.