لغت نامه دهخدا
( شاهم آباد ) شاهم آباد. [ هَِ ]( اِخ ) دهی از دهستان کشکوئیه شهرستان رفسنجان. دارای 603 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات. پسته. پنبه و صیفی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
( شاهم آباد ) شاهم آباد. [ هَِ ]( اِخ ) دهی از دهستان کشکوئیه شهرستان رفسنجان. دارای 603 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات. پسته. پنبه و صیفی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
💡 فتاد اندیشهیی در راهم اکنون بگویم تا چه گوید شاهم اکنون
💡 بدین من که شاهم نیازردهام به دل هرگز این یاد ناوردهام
💡 سپهر مهر را ما هم جهان عشق را شاهم بتانرا آستین بوسم مغانرا آفرین خوانم
💡 گر شد نمد کلاهم مسکین مخوان که شاهم در فقر پادشاهی با این کلاه کردم
💡 من شاهم و شاعران سواران منند پس چون که همه ز دوستداران منند