لغت نامه دهخدا
هفت محراب فلک. [ هََ م ِ ب ِ ف َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از سبعه سیاره است که هفت کوکب باشد. ( برهان ).
هفت محراب فلک. [ هََ م ِ ب ِ ف َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از سبعه سیاره است که هفت کوکب باشد. ( برهان ).
کنایه از سعبه سیاره است که کوکب باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این محراب نماز تنها محراب فرو رفته است، در حالی که پنج تای دیگر صاف هستند.
💡 به داغ ازروی آتشناک او خوش می کنم دل را شرر تسبیح باشد هرکه را محراب شد آتش
💡 ندانم از خدا برگشته مژگانت چه میخواهد که سر از سجده محراب ابرو برنمیدارد
💡 عبث خم در خم من دارد آن ابر و کمان صائب دل هرجایی من کی به یک محراب میسازد؟
💡 خسروا، زنار بند اول پس آن گه سجده کن پیش آن ابرو که بتخانه ست آن، محراب نیست
💡 از طرفى محراب به معناى مكان جنگ است؛ يعنى مكان جنگ با شيطان، بنابراين بجاستكه اين مكان مقدس بر خلاف رسم متداول امروزه، بسيار ساده باشد.