لغت نامه دهخدا
هشت مرغ. [ هََ م َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش حومه شهرستان قوچان دارای 373 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
هشت مرغ. [ هََ م َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش حومه شهرستان قوچان دارای 373 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماهی ستاره زیورش هر هفت کرده پیکرش هر هشت خلد از منظرش دیدم میان قافله
💡 ای دریغا خطهٔ کشمر که دست زرد هشت کشته سروی ایزدی در خاک مینوسای او
💡 در هشت چمن گلشن فردوس ندارد یک سرو به رعنایی شمشاد قد ما
💡 یک شرر از شعله قهرش جحیم هفت در یک چمن از گلشن لطفش بهشت هشت باب
💡 گرچه بسیار است در جنت درخت هشت جنت دیدم و طوبی یکیست
💡 اینجا دلیست خسته و مشتی گل و کتاب واندر نهاده مجمرهٔ زرد هشت پیش