لغت نامه دهخدا
هرکن پرکن. [ هَُ ک ُ پ ُ ک ُ ] ( ص مرکب ) در تداول عام به معنی بسیار ارزان قیمت است چنانکه گویند در خانه عیالواری چیزهای هرکن پرکن لازم است یعنی طعامی که حجمش بسیار و گوشت و دیگ افزار آن اندک باشد. ( از یادداشت های مؤلف ).
هرکن پرکن. [ هَُ ک ُ پ ُ ک ُ ] ( ص مرکب ) در تداول عام به معنی بسیار ارزان قیمت است چنانکه گویند در خانه عیالواری چیزهای هرکن پرکن لازم است یعنی طعامی که حجمش بسیار و گوشت و دیگ افزار آن اندک باشد. ( از یادداشت های مؤلف ).
(هُ کُ پُ کُ ) (ص مر. ) (عا. ) بسیار ارزان قیمت.
(صفت ) بسیارارزان قیمت: ((درخان. عیالواری چیزهای هرکن پرکن لازم است. ) ) (یعنی طعامی که حجمش بسیاروگوشت و دیگ افزار آن اندک باشد )
(عا.)
بسیار ارزان قیمت.
💡 فصل نوبهار آمد، جام جم چه میجویی از می کهن پرکن، کاسهٔ سفالین را
💡 شیشهٔ حرص به صهبای قناعت پرکن کز تنگحوصلگی ناله به ساغر نکند
💡 پرکن ز می صاف غزل ساغر دیوان جانرا می بی دردسر ای فیض کتابست
💡 چو شاهدی ز ره زهد و توبه باز آمد به رغم مدعیان ساقیا قدح پرکن
💡 خوش حبابی پرکن از آب حیات جام ما این است و آن عین وی است