نکو منش
مترادفها
خوشمنش، نیککردار، بااخلاق
متضادها
بدمنش، بدکردار
لغت نامه دهخدا
نکومنش. [ ن ِ م َ ن ِ ] ( ص مرکب ) نیکومنش. رجوع به نیکومنش شود.
فرهنگ فارسی
نیکو منش.
جمله سازی با نکو منش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بگفتش چه شد کار و بارت بگو بگفتا که شد کار و بارم نکو
💡 به هر ساعتی چند ره سوی اوی شدی و بدیدی نکو روی اوی
💡 ما باو علم لدنی خوانده ایم این چنین علمی نکو دانیم ما
💡 چونکه ما را تو دوست میداری دان که از مائی و نکو ی اری
💡 چگونه روزی دارم نکو نگر که مرا همی ز آتش سوزنده آفتاب کنند
💡 وگر داشت بیداد حال نکو از این پس بگردد ورا حالها
💡 آن فرد نکو منش همواره با اخلاق نیکو و رفتار شایسته با تمام اطرافیان خود برخورد میکرد و مورد احترام همه بود.
💡 در داستانهای قدیمی، قهرمانان نکو منش همیشه در راه دفاع از حق و عدالت، با شجاعت و بیباکی با دشمنان میجنگیدند.
💡 داشتن شخصیتی نکو منش و رفتاری محترمانه، یکی از مهمترین ویژگیهایی است که میتواند باعث ایجاد روابط انسانی پایدار و عمیق شود.