نوش خواری
مترادفها
نوشیدن
لغت نامه دهخدا
نوشخواری. [ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) به لذت چیزی را خوردن. شادخواری. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
۱ - بلذت چیزی را خوردن شاد خواری. ۲ - نشخواری
جمله سازی با نوش خواری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نگارا با منت این جور و خواری نمی دانم نظر تا در چه باشد