نهر ابوالفلوس

لغت نامه دهخدا

نهر ابوالفلوس. [ ن َ رِ اَ بُل ْ ف ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قصبه معمره بخش قصبه معمره شهرستان آبادان در 8 هزارگزی مشرق نهرقصر و 33 هزارگزی جنوب شرقی راه خسروآباد به آبادان. در دشت گرمسیری واقع و دارای 300 تن سکنه است. آبش از اروندرود و محصول عمده اش خرما و شغل اهالی زراعت و ماهیگیری است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان قصبه معمره بخش قصبه معمره شهرستان آبادان در ۸ هزار گزی جنوب شرقی راه خسرو آباد به آبادان در دشت گرمسیری وقاع و آبش ازاروند رود و محصول عمده اش خرماو شغل اهالی زراعت و ماهیگیری است ٠

جمله سازی با نهر ابوالفلوس

💡 مر آن را نهر سلطانی لقب بنهاد و می‌زیبد کزین نام نکو موجش زند بر چرخ پیشانی

💡 همين كه چشم آنها به نهر آب افتاد خوشحال شدند و به سرعت خود را به آن رسانيدند وسيراب گشتند. تنها عده معدودى بر سر پيمان باقى ماندند.

💡 بغیر از نهر سلطانی ‌که دور از شاه می‌سوزد ندیدم نهرکانونی نماید آب نیرانی

💡 747-نام متوكل جعفر و نهر نيز در عربى جعفر ناميده مى شود و در اينجا شاعربركه را نهر فرض كرده است. - م.

💡 آبرا مانند مشک از نهر گردن می خورم چون تنور از نان خورم بیرون دهم بی اختیار

💡 عبدالله به دنبال عبدالله برمی‌خیزد تا اینکه سپاهیان آنها در قرقیسیا در کنار نهر با یکدیگر رودرو می‌شوند.