لغت نامه دهخدا
نمک خواری. [ ن َ م َخوا / خا ] ( حامص مرکب ) نان و نمک دیگری را خوردن. ( فرهنگ فارسی معین ). نمک خوارگی. نمک پروردگی. || با هم نان و نمک خوردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
نمک خواری. [ ن َ م َخوا / خا ] ( حامص مرکب ) نان و نمک دیگری را خوردن. ( فرهنگ فارسی معین ). نمک خوارگی. نمک پروردگی. || با هم نان و نمک خوردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
نان ونمک کسی را خوردن.
۱- نان و نمک دیگری را خوردن. ۲- باهم نان و نمک خوردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه ساله نباشد کامکاری گهی باشد عزیزی، گاه خواری