فرهنگستان زبان و ادب
{dramaturgic, dramaturgical} [هنرهای نمایشی] مربوط به نمایش پردازی
{dramaturgic, dramaturgical} [هنرهای نمایشی] مربوط به نمایش پردازی
💡 گفت: خیر است، درین وقت تو دیوانه شدی نغز پرداختی آخر تو نگویی که چه بود؟
💡 راندی به زلف سرنگون دوش از دل مه جوی خون در خون مه رفتی کنون کز عاشقان پرداختی
💡 میزان سوبسید تا سال ۱۳۱۵ بسیار پایین بود بهطوریکه کل یارانهٔ پرداختی دولت تا سال ۱۳۵۱ (پایان برنامهٔ پنجم)، ۱۶۶۸ میلیون ریال بود که این میزان تنها نزدیک به ۴٫۱ درصد یارانه در سال ۱۳۵۴ بود.
💡 خانه دل را ز نقش غیر چون پرداختی خواه در بیت الحرام و خواه در بتخانه شو
💡 متوسط وام پرداختی مجموع بانکها نیز ۴۰۸ میلیارد تومان است و نشان میدهد متوسط وام پرداختی ۶ بانک بیش از متوسط مجموع بانکها بوده است.
💡 ناگه نظر کردی بمن گفتم طبیب من شدی تا حال خود گفتم ترا با دیگران پرداختی