فرهنگستان زبان و ادب
{therapeutic crisis} [روان شناسی] وضعیتی در روان درمانی عموماً ناشی از کنش نمایی و رسیدن به یک بینش غیرمنتظره در مُراجع که فرایند بهبودی وی را تسهیل می کند
{therapeutic crisis} [روان شناسی] وضعیتی در روان درمانی عموماً ناشی از کنش نمایی و رسیدن به یک بینش غیرمنتظره در مُراجع که فرایند بهبودی وی را تسهیل می کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برنج این سرتوانی کرد حاصل چو درمان یافتی گشتی تو واصل
💡 بدان رنجور بی درمان بگوئید بدان مجنون بیسامان بگوئید
💡 بود درد قهر ترا مرگ درمان بود زخم عنف ترا زهر مرهم
💡 ای که درد مرا توئی درمان ای که راه مرا توئی پایان
💡 درمان درد است و درد درمان چون حل کنم این دوای مشکل
💡 سکون در آتش سوزنده گفتم نشاید کرد و درمان هم سکونست