نقش سوختن
لغت نامه دهخدا
نقش سوختن. [ ن َ ت َ ] ( مص مرکب ) در قمار نقش خوب آوردن و از آن سودی نبردن. ناکام شدن:
بسکه نقشم در قمار عشقبازی سوخته ست
گل کند داغم به رنگ کعبتین از استخوان.اثر ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
در قمار نقش خوب آوردن و از آن سودی نبردن. ناکام شدن.
جمله سازی با نقش سوختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کرده خود با عشقبازی گر سمندر نیست دل از چه بهر سوختن خود را مهیا میکند
💡 اجساد و اعراض را خداوند پديد نياورده، اجسام اعراض را مى آفرينند، آتش سوختن راايجاد مى كند و آفتاب حرارت را و... اعراض متناهى نيست.
💡 خود را به شمع او دلا در سوختن پروانه کن گفتم برو پروا نکن کردی کنون پروانه کن
💡 سوختن واکنشی است که در آن مادهای با سرعت زیاد با اکسیژن ترکیب شده و علاوه بر تولید ترکیبهای اکسیژندار، گرما و نور نیز تولید میکند.
💡 روشن است اقبال ما چون شمع در ملک جنون تخت داغ و لشکر آه و اشک افسر سوختن
💡 این واقعیت که ماشین بخار، با استفاده از گرمای ناشی از سوختن چوب یا زغالسنگ کار مکانیکی انجام میدهد کمکم در مفهوم گرما تحول ایجاد کرد.