لغت نامه دهخدا
نفاق افکن. [ن ِ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) که میان دو کس جدائی افکند.
نفاق افکن. [ن ِ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) که میان دو کس جدائی افکند.
که میان دو کس جدائی افکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنک او رد دل است از بددرونیهای خویش گر نفاقی پیشش آری یا که طاماتی کنی
💡 حسين پيشواى عدالت از من دعوت كرد تا او را در راه حقّ و بر ضدّ گمراهى و نفاق يارىرسانم.
💡 ناگهان برخاست گردی درخراسان از نفاق وز میان کرد بیرون شد سر یغمای چین
💡 حسين عليه السلام مسلك و آئين كافران و نفاق پيشگان را بهعمل و سخن انكار كرد و از آنان بيزارى جست و گفت:
💡 و گفت: اگر بدانمی که در من نفاقی نیست از هرچه در روی زمین است دوست تر داشتمی.
💡 دوستانرا همه چون نحل زافراط نفاق نوشی و نیشی اندر دم وبردم بینی